دکتر گفت:
برایت آرام بخش نوشتم
اما...
هر چه داخل نسخه نگاه کردم
نام تو نبود..!!!!
دلم...
اگر برای تو تنگ میشود ، ببخش..!
روزم اینگونه قشنگ میشود...
نظرات شما عزیزان:
به سلامتیه كسی كه نمی شناستت
اما نوشته هاتو میخونه
تا از درونت با خبر بشه
نظر میده...
نه واسه اینکه خوشش اومده
واسه اینکه بهت بفهمونه كه تنها نیستی...
سلام داداشی..نمیدونم منو یادته یا ن؟
خیلی وقته وبتو دنبال می کنم..حرف نداره بهترین وب دنیاس..معلومه خیلی براش وقت میذاری..حتما ب منم سر بزن داداش جون..
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:سلام . مرسی از لطفت . حتما میام
خیلی وقته وبتو دنبال می کنم..حرف نداره بهترین وب دنیاس..معلومه خیلی براش وقت میذاری..حتما ب منم سر بزن داداش جون..
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:سلام . مرسی از لطفت . حتما میام
خود گلم 

ساعت13:40---30 تير 1393
پسرک از شادی تو پوست خود نمی گنجید... راست میگفت ...خیلی وقت بود که ندیده بودش..دلش واسش یه ذره شده بود. تو چشای سیاهش زل زد همون چشمایی که وقتی ۱۶سال بیشتر نداشت باعث شد تا پسرک عاشق شود وبا تهدید و داد و هوارو عربده بالاخره کاری کرد که باهم دوست شدن... دخترک نگاهی به ساعتش کرد و میون حرفای پسرک پرید و گفت: من دیرم شده زودی باید برم خونه... همیشه همین جور بوده هر وقت دخترک پسرک را میدید زود باید بر میگشت.. پسرک معطل نکرد و کادویی که برای دخترک خریده بود رو با کلی اشتیاق به دخترک داد... دخترک بی تفاوت بسته را گرفت و تشکری خشک و خالی کرد.. حتی کنجکاویی نکرد داخل بسته رو ببنید... پسرک خواست سر سخن روباز کند که دخترک گفت : وای دیرم شد. .من دیگه برم خداحافظ... خداحافظی کردند و پسرک در سوگ لحظه جدایی ماتم گرفت و رفتن معشوق را نظاره کرد.. دخترک هراسان و دل نگران بود.. در راه نیم نگاهی به بسته انداخت ...یه خرس عروسکی خوشگل بود. هوا دیگه داشت کمکم سرد میشد وسرعت ماشین ها ییکه رد میشدند ترس دخترک رو از دیر رسیدن بیشتر میکرد.. پسره مثل همیشه ۵ دقیقه تاخیر داشت اما بازم مثل همیشه ریلکس بود... دخترک سلام کرد و پسر پاسخ سلام را داد. دخترک بی درنگ بسته را به پسر داد و نگاه پر شوقش را به نگاه پسر دوخت. پسر نیم نگاهی به بسته انداخت و گفت: مرسی...بسته را باز کرد و ناگاه چشمش به نامه ای افتاد که عاشق خوش خیال دخترک برای او نوشته بود... لبخندی زد و به روی خود نیاورد...چند دقیقه ای را با هم سپری کردن و باز مثل همیشه خداحافظی و نگاه ملتمس عاشقی که از لحظه ی وداع بیزار است..این بار دخترک عاشق بود و پسره معشوق او..معشوقی که شاید جسم اون سر قرار با 5 دقیقه تاخیر حاضر شده بود ، اما دلش از لحظه اول جای دیگه ای بود... کمی آن طرف تر صدای جیغ لاستیکی دخترک و پسر را متوجه نقطه ای در آن طرف کرد..پسرکی در زیر چرخ های ماشین جان می داد و آخرین نگاهش دوخته شده به معشوقه ای بود که به او خیانت کرده بود.
.gif)
پاسخ:افسوس
قـبـل از ایـنـکـه بخـ ـواهـے
בر مـ ـورב مـטּ و زنـבگـے مـטּ قضـ ـآوتـ ـ کنـے ،
کفـشـ ـهـ ـآے مـטּ را بـپـ ـوش و בر راه مـטּ قـבمـ ـ بـزטּ ،
از خـیـ ـآبـ ـآטּ ـهـ ـآ ، کـ ـوه ـهـ ـآ و בشـتـ ـهـ ـآیـے گـذر کـטּ
کـه مـטּ گـذر کـرבمـ ـ ...
اشـکـ ـهـ ـآیـے را بـریـز کـه مـטּ ریـخـتـمـ ـ ...
בرב هـ ـآ و خـوشـے ـهـ ـآے مـטּ را تـجـ ـربـه کـטּ ...
سـ ـآلـ ـهـ ـآیـے را بگـذراטּ کـه مـטּ گـذرانـבمـ ـ ...
روے سـنـگـ ـهـ ـآیـے بـلـغـز کـه مـטּ لـغـزیـבمـ ـ ...
בوبـ ـآره و בوبـ ـآره بـر پـ ـآخـیـ ـز
و بـ ـآز هـمـ ـ בر هـمـ ـآטּ راه سـخـتـ ـ قـבمـ ـ بـزטּ ..
بـعـ ـב ، آטּ زمـ ـآטּ مـے تـوانـے בرمـورב مـטּ قضـ ـآوتـ ـ کنـے ...!!
پاسخ: ای کاش واقعا اینطوری باشه...
هیس…
حواس تنهایی ام را
با خاطرات
باتو بودن
پرت کرده ام…بگو کسی حرفی نزند…
بگذار
لحظه ای آرام بگیرم…
پاسخ:هیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــســـــــــــــــــــ...
حواس تنهایی ام را
با خاطرات
باتو بودن
پرت کرده ام…بگو کسی حرفی نزند…
بگذار
لحظه ای آرام بگیرم…
پاسخ:هیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــســـــــــــــــــــ...
.gif)
.gif)
پاسخ:خدایاامشب مهمانم باش به صرف یک قهوه تلخ وقتش رسیده طعم دنیایت رابدانی!
تسلیم...
شلیک کن!
این گلوله ها هم مثل من خسته اند...
از بس جایی میان سینه ی کسی نداشته اند...
پاسخ:تسلیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم. ممنون عاطفه از اینکه همیشه میای
شلیک کن!
این گلوله ها هم مثل من خسته اند...
از بس جایی میان سینه ی کسی نداشته اند...
پاسخ:تسلیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم. ممنون عاطفه از اینکه همیشه میای
پيک ها رفته بالا . .
ميگن مستي و راستي...
پس هر کي يه سلامتي بگه...
اون چيزي که ته دلشه، بي رياي بي ريا...
اينم از سلامتي من:
به سلامتي کسي که هيچ وقت نفهميد چقدر دوستش دارم
پاسخ:لایـــــــــــــــــــک. به سلامتی کسی که هیچ وقت نفهمید چقدر دوستش دارم
ميگن مستي و راستي...
پس هر کي يه سلامتي بگه...
اون چيزي که ته دلشه، بي رياي بي ريا...
اينم از سلامتي من:
به سلامتي کسي که هيچ وقت نفهميد چقدر دوستش دارم
پاسخ:لایـــــــــــــــــــک. به سلامتی کسی که هیچ وقت نفهمید چقدر دوستش دارم
*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***____من آپم____________***
_***______مشتاق نیم نگاهی_***
__***_______هرچند گذرا____***
___***_________________***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨ ¸.•*´¨)¸.•*´¨)¸.•*
پاسخ:به روی چشم آبجی
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***____من آپم____________***
_***______مشتاق نیم نگاهی_***
__***_______هرچند گذرا____***
___***_________________***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨ ¸.•*´¨)¸.•*´¨)¸.•*
پاسخ:به روی چشم آبجی
امید بابت ارزشی که برای کامنت دوستات میزاری ازت مچکرم..gif)
پاسخ:خواهش میکنم.. نظرات شما دوستان گل برای من خیلی باارزشه. منم از شما ممنونم که همیشه بهم سر میزنید.. وبلاگ من بدون شما دوستان که ارزشی نداره و این نظرات قشنگ شماست که وبمو باارزش میکنه
.gif)
پاسخ:خواهش میکنم.. نظرات شما دوستان گل برای من خیلی باارزشه. منم از شما ممنونم که همیشه بهم سر میزنید.. وبلاگ من بدون شما دوستان که ارزشی نداره و این نظرات قشنگ شماست که وبمو باارزش میکنه
جای خالیت درد می کند
فقط کمی مُسکنِ بودنت را می خواهد
بیا اگر نمی خواهی از پای درآورد
این درد لعنتی مرا . . .
پاسخ:بیــــــــــــــــــــــــــــآ
تمام درد “من” از این است که
می دانم برای داشتن توست که به زمین آمده ام
و همین “تو” که
می دانم برای نبودن با من به زمین آمده ای ....
پاسخ:like
آقا چن وقت پیش رفتم پیش یه دکتری
بعد با مریضی ک قبل من بود دعواش شد بعد ب مریضه گف پشکل
بعد وقتی اومدم برم دارو خونه نسخه شو بگیرم اینجوری乚疒
کلا پشکلا رو تو امضاش کشیده بود
تا خونه فقط در ودیوار گاز میزدم
ی همچین دکترایی داریم
بعد با مریضی ک قبل من بود دعواش شد بعد ب مریضه گف پشکل
بعد وقتی اومدم برم دارو خونه نسخه شو بگیرم اینجوری乚疒
کلا پشکلا رو تو امضاش کشیده بود
تا خونه فقط در ودیوار گاز میزدم
ی همچین دکترایی داریم
آدم ها...
می آیند زندگی میکنند و میروند
اما...
فاجعه ی زندگی آن هنگام آغاز میشود که
"کسی" میرود
اما نمی میرد
می ماند
و نبودنش چنان در من ته نشین میشود
که من می میرم, در حالی که زنده ام...
پاسخ:من مرده ام... در حالی که زنــــــده ام
می آیند زندگی میکنند و میروند
اما...
فاجعه ی زندگی آن هنگام آغاز میشود که
"کسی" میرود
اما نمی میرد
می ماند
و نبودنش چنان در من ته نشین میشود
که من می میرم, در حالی که زنده ام...
پاسخ:من مرده ام... در حالی که زنــــــده ام
ساعتها زیر دوش می نشینی
به کاشی های حمام خیره می شوی
غذایت را سرد می خوری
ناهارها نصفه شب ، صبحانه را شام!
لباسهایت دیگر به تو نمی آیند ، همه را قیچی می زنی!
ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی
و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی!
شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد!
تنهـــــــــــــــائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست..
پاسخ:ای کاش هیچ کس احساس تنـــــــــــــــــــــهایی نکنه
به کاشی های حمام خیره می شوی
غذایت را سرد می خوری
ناهارها نصفه شب ، صبحانه را شام!
لباسهایت دیگر به تو نمی آیند ، همه را قیچی می زنی!
ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی
و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی!
شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد!
تنهـــــــــــــــائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست..
پاسخ:ای کاش هیچ کس احساس تنـــــــــــــــــــــهایی نکنه
گاهی دیدن یک عکس دو نفره تو رو یاد اون نمی ندازه !
تورو یاد خودت می ندازه ...
که چقدر شاد بودی ، که چقدر خندون بودی ، که چقدر جوون بودی !
گاهی آدم ها دلشون فقط برای خودشون تنگ می شه ...
دلم واسه خودم تنگه ...
پاسخ:فوق العاده بود. دلم برای خــــــــــــــــــــــودم تنگ شده
تورو یاد خودت می ندازه ...
که چقدر شاد بودی ، که چقدر خندون بودی ، که چقدر جوون بودی !
گاهی آدم ها دلشون فقط برای خودشون تنگ می شه ...
دلم واسه خودم تنگه ...
پاسخ:فوق العاده بود. دلم برای خــــــــــــــــــــــودم تنگ شده
ϰ-†нêmê§ |